تبیین علمی انقلاب اسلامی
117 بازدید
تاریخ ارائه : 1/22/2013 9:55:00 AM
موضوع: علوم سیاسی

 

یکى از بزرگ‏ترین مشکل علوم انسانى به خصوص علوم سیاسى که  همواره با آن روبرو است، نبودن مدل و تئورى لازم جهت تبیین و تحلیل پدیده‏هاى اجتماعى است، نگارنده بعد از استقراء به این نتیجه رسیده که پدیده‏هاى اجتماعى را مثل  پدیده‏هاى شخصى نمى‏توان به یک یا دو علت انتساب داد، از آنجا که بزرگ‏ترین پدیده اجتماعى، انقلاب است و انقلاب اسلامى ایران نیز بزرگ‏ترین تحول قرن در خاورمیانه بود و منشأ تحولات بسیارى شد به عنوان یک معلول و متغیر وابسته، موضوع  قرار گرفته شد و متغیرهاى آن بعد از سنخ شناسى و سازمان بندى، طبقه بندى شده‏اند که آن‌ها عبارت از متغیرهاى عینى، فکرى و دینى، ذهنى و … در مطالعه‏اى اجمالى، ساخت و کارکرد هر یک از آن متغیرها در تحولات اجتماعى به خصوص انقلاب اسلامى ایران به طور اجمال و شفاف مورد بحث قرار گرفت و با توجه به ضرورت هر تحقیق به نظریه، از تئورى همه جانبه و چند متغیره استفاده شده و متغیرهاى متعدد و مشابه جهت درک بهتر انتزاع مفهومى شده‏اند و این تئورى براى تحلیل پدیده‏هاى اجتماعى پیشنهاد گردیده و با وجود ایرادى که بر آن وارد است (درصد متغیرها در این تئورى مشخص نمى‏باشد) ولی  ضرورت تحلیل درست از پدیده‏ها اجتماعى اقتضا مى‏کند تمام متغیرهایی که در تکون آن آشکار یا نهان مؤثر بوده‏اند مد نظر قرار گیرد و الاّ تحلیل جامع و صحیح از مسئله‏اى که قبلاً رخ داده است براى نسلى که بعداً مى‏خواهد آن را مورد مطالعه قرار دهد حاصل نخواهد شد.

 این پژوهش از لحاظ شکلى به یک مقدمه و چهار فصل و یک خاتمه خلاصه مى‏شود. در مقدمه ضمن بیان هدف، تاریخچه، ضرورت تحقیق با رویکرد سیستمى،  علمى و دینى به این پدیده اجتماعى نگریسته شده و در فصل اول ضمن تعریف مفاهیم اصلى یک تعریف جدید از انقلاب شده است که آن عبارت است از تغییر کیفى و ارزشى نظام اجتماعى و رفتار و افکار انسانى که متکى بر اراده اکثریت مردم و با خشونت و سرعت همراه است و با بیان مدل‌هایی از تئوری‌های انقلاب و ملاحظه  آن‌ها،  یک مدلى براى انقلاب‏هاى اجتماعى پیشنهاد گردیده و تئورى انقلاب اسلامى نیز مصداق آن تئورى کلى قرار گرفته.

 و در فصل دوم  به عوامل نارضایتى مردم از وضع موجود مثل عوامل عینى از دو بعد ساخت و کارکرد هر یک از نظام‌های اجتماعى (اعم از نظام سیاسى، فرهنگى اقتصادى) و گزاره‏هاى دینى در ایجاد انزجار و بیزارى مردم از وضع موجود مورد بحث  قرار گرفته و حاصل اینکه عدم کارکرد صحیح و نبود ساخت لازم و ضرورى براى قوام هر جامعه از یک طرف و تأثیر متقابل هر یک از اجزاء بر دیگرى با توجه رویکرد سیستمى سبب ایجاد نارضایتى در میان مردم از وضع موجود را فراهم کردند.

 و در فصل سوم اشاره به عوامل ترسیم کننده جامعه جدید در ذهن مردم که به نقش مکتب اسلام و تفکر دینى در وقوع انقلاب اسلامى از دو جنبه ساختى و کارکردى در تحولات اجتماعى به خصوصی انقلاب مورد مطالعه قرار گرفته و حاصل اینکه گزاره‏هاى مستقیم و غیر مستقیم دین اسلام با توجه به شکل و کارکرد آن نقش بزرگى را در تحولات اجتماعى داشته است چرا که دین اسلام دو عامل مهم دارد 1 - داشتن مبانى 2 - دستورات عملى و عناصر مهمى که براى تغییر اجتماعى لازم است را نیز باید در دین اسلام یافت که آن‌ها عبارت‏اند از: ترسیم جامعه‏اى مطلوب،آرمانى و ایده آل در ذهن انقلابیون و مردم، تبلیغ ارزش‌های مطابق با فطرت عقل، هنجار ساز، وحدت بخش، مشروعیت بخش به حرکت‌های سیاسى ایجاد انگیزه؛ و اجتهاد پویا و تفکر ولایت فقیه که امام راحل بیشتر از همه علماى گذشته روى آن تأکید داشتند، به عنوان جامعه ایدآل و ضرورى براى جامعه مسلمین معرفى و تبلیغ نمودند و حاصل آن گزاره‏هاى دینى و این تفکر ترسیم جامعه مطلوب و تقبیح وضعیت موجود با ایجاد تکلیف شرعى براى مردم مسلمان اراده مردمى را تحریک مى‏کرد به سمت یک تحول بزرگ اجتماعى (انقلابى اسلامى) .

 و فصل چهارم ضمن بیان عوامل تحریک کننده اراده مردم همراه با وحدت و اتحاد میان مردم،و گزاره‏هاى دینى که مشوق و محرک  و امر به اتحاد براى رسیدن به آن جامعه مطلوب.و به وجود پربرکت رهبر کبیر انقلاب به عنوان رهبر بلامنازع از دو بعد شخصیتى و عملکردى در این تحول بزرگ که سبب بسیج و تحریک اراده مردمى به سوى هدف ترسیم شده بودند و ساخت و اعتقادات و عملکرد مردم ایران که نقش بزرگى را ایفا کردند در وقوع انقلاب بررسى شده است تمیز بین تاریخ انقلاب و ریشه تاریخى انقلاب (عامل ذهنى)وقایع و حوادثى که در گذشته علیه استبداد داخلى و استثمارگران خارجى و مبارزه علیه ظلم و عدالتخواهى که انتزاعى از تاریخ به عنوان فلسفه تاریخ در ذهن مردم براى تحریک و تشویق حرکت انقلابى مؤثر و مى‏توان گفت که تاریخ نقش امکان وقوع یک جریان مهم را براى مردم داشته چرا که  «ادلّ دلیل على امکان شى‏ء و قوعه» یعنى مى‏توان ظالم را برداشت و این کار امکان دارد و حتى واقع شده است پس باید حرکت کرد تاریخى اسلام و ایران معاصر به عنوان عامل ذهنى تحریک کننده اراده مردمى بوده؛ در این پژوهش مبدأ تاریخ انقلاب اسلامى از واقعه 15 خرداد 1342 در نظر گرفته شده و وقایع سال‌ها 56 و 57 به عنوان عوامل تسریع کننده یادآورى گردیده، پس پدیده‏هاى اجتماعى که انقلاب مصداق بارز آن است عوامل متعددى سبب وقوع آن‌ها مى‏شود که این فرضیه خلاف فرضیه‏هاى دیگر است که معتقد به یک عامل در پدیده‏هاى اجتماعى مى‏باشند و یا یک عامل را بزرگتر از دیگر عوامل مى‏پندارند می‌باشد .

وقوع انقلاب اسلامی در ایران توجه صاحب نظران سیاسی، اجتماعی را به خود جلب کرد. این انقلاب که واجد ماهیتی دینی بود چالشی جدی در برابر دنیای شرق که دین را افیون توده‌ها می‌دانست و دنیای غرب که دین را از عرصه سیاسی اجتماعی حیات بشر به حاشیه رانده بود، به وجود آورد. زمینه‌های پیدایش این انقلاب در عرصه داخلی و بین‌المللی،  تفاوت‌های بنیادین آن با سایر انقلاب‌های جهان، ظرفیت‌های فراوان ایدئولوژی انقلاب در برانداختن طرحی نو در اداره شئون مختلف جامعه در مواجهه با پارادایم های غالب کمونیستی و لیبرالیستی و نهایتاً تأثیر گذاری شگرف این تحول بر ملل مظلوم جهان بالاخص نقش آفرینی در ظهور و بروز جنبش‌های سیاسی اسلامی و غیر اسلامی آزادی خواه باعث توجه محافل فکری و سیاسی به این پدیده بزرگ شد. اکنون پس از گذشت 25 سال از عمر آن انقلاب، وقت آن فرا رسیده است که با کاوشی دقیق‌تر و علمی‌تر در این خصوص، نسل جوان و تشنه حقایق را از آن سرچشمه ناب سیراب کرد .